کافه پاراگراف - تاریخ: 1396/1/31 ساعت: 12:16
مامانم خیلی زن خوبیه از اون خوبایی که واس خودش یه پا خانوم خونس ! از اونا که آشپزی و کد بانوییش بیسته !! از اون زنایی که با حرف زدن با مرد غریبه لپشون گل میندازه و چادرشو سفت تر میگیره!! مامانم خیلی زن خوبیه !! از اون خوبا که بابام دوس داره و هی قربونش میره و هی دورش میگرده ! چن سال پیش یه روز داد
فرج الله صبا - تاریخ: 1396/1/31 ساعت: 12:16
یادی کنیم از نامه معروف چارلی چاپلین به دخترش که درواقع توسط فرجالله صبا در دهه ۵۰ در مجله روشنفکر نوشته شده؛ ماجرا برمیگردد به یک روز غروب در تحریریه مجله روشنفکر. فرج الله صبا اینطور میگوید: "سی و چند سال پیش در مجله روشنفکر تصمیم گرفتیم به تقلید فرنگیها ما هم ستونی راه بیندازیم که در آن نوش
خاطره بسیار جالب یک دانشجوی پزشکی - تاریخ: 1396/1/8 ساعت: 13:32
غلامرضا رشید: ✍خاطره بسیار جالب یک دانشجوی پزشکی؛ زمانی که ما دانشجوی پزشکی بودیم در بخش قلب استادی داشتیم که از بهترین استادان ما بود. او در هر فرصتی که به دست می آورد سعی می کرد نکته جدیدی به ما بیاموزد و دانسته های خود را در بهترین شکل ممکن به ما منتقل می کرد. او در فرصتهای مناسب، ما را در بوته ت
دَنس می تو دی اِند آو لایف ^__^ - تاریخ: 1396/1/6 ساعت: 19:03
جالب ترین پدیده برای من تو دنیا، همین انسانه! چنان باعث تعجب و حیرت من میشه که واقعا نمیتونم توصیفش کنم. وقتی به پسر 9 ماهه ی دختر خالم نگاه میکنم که از لحظه تولدش بالا سرش بودم تا الان و موجودی میبینم که از ناتوانی مطلق تو روز های اول زندگیش تا همین الان، هر هفته و هرماه چه توانایی هایی به طور غریز
یادداشت یک دختر دروغگو! - تاریخ: 1396/1/5 ساعت: 11:34
من دیروز یه کار اشتباهی کردم... آبروی کسی رو که نمیشناختم و تا حالا یه بار هم ندیده بودمش رو به خاطر اینکه نشون بدم مرتکب اشتباهی نشدم و کار خودمو توجیه کنم، بردم برای خودم متاسفم.
حفره های روحی - تاریخ: 1396/1/5 ساعت: 11:34
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش ا
- تاریخ: 1396/1/2 ساعت: 6:08
شاید سال های سال بعد وقتی دیگه مامان بابام کنارم نیستن و من باید منتظر بمونم تا وقتی مردم و رفتم تو بهشت که میدونم نمیرم! ببینمشون یا بیان تو خوابم... وقتی سر سفره هفت سین میشینم و منتظر شروع سال جدیدم..مامانم به یادم بیاد که هرسال زمان سال تحویل گریه ش میگیره. بابام که اعتقاد سفت و سخت داره سال لحظ
میلاد - تاریخ: 1395/12/25 ساعت: 17:57
چه مرگم شده؟ داره چه بلایی سرم میاد؟ دیشب تا خود صبح از این شونه به اون شونه میشدم و فکر میکردم. اصلا تمرکز ندارم هیچ کاری رو انجام بدم.صبح پی ام های میلاد رو واسه فائزه فرستادم، میگه تو عمرم از تو غد تر و مغرور تر ندیدم الهه. جدی میگم..خیلی مغروری.. پسره داره با زبون بی زبونی بهت میگه دوست داره این
کریستوفر مورلی - تاریخ: 1395/12/24 ساعت: 8:31
اون چیزى رو بخون که هیچکس دیگه نمیخونه به چیزى فکر کن که کس دیگهاى بهش فکر نمىکنه و کارى رو بکن که هیچکس جرأت انجام دادنش رو نداشته باشه! خوب نیست که ذهنتون دائما با آدمها "هم عقیده باشه" #کریستوفر_مورلی
The Oscars - تاریخ: 1395/12/24 ساعت: 8:31
مهدیاااااار! اون طبل شادانه رو بیااااار!! وااااااای باورم نمیشه.. از خوشحالی دلم میخواد گریه کنم. بار دیگه سربلندمون کردی آقای فرهادی.. اشک شوق تمام ایران رو دراوردی.. بهترین اتفاق و خبری که میتونستم بشنوم
زندگی دانشجویی - تاریخ: 1395/12/24 ساعت: 8:31
و این گونه است که دختر های همسن و سال من یکی پس از دیگری در حال ازدواج کردنن و تو فکر اینکه امشب میخواد شوهرشون بیاد خونه چی بپوشن و چه عطری بزنن به خودشون و تو کانال های همسرداری و زناشویی عضو ثابتن و همه مطالب رو میخونن و من طفلکی باید اینقدر سرم شلوغ باشه که شب که میرسم خونه از خستگی تا 6 و 7 صبح
همکلاسی های ناباب :)) - تاریخ: 1395/12/24 ساعت: 8:31
هنوز چیزی ننوشتم، اول اینو گوش کنین.. ببینین چقدر خوبه ... :* متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
مزاحم اوسکول - تاریخ: 1395/12/24 ساعت: 8:31
سر کلاس ایدز بودیم، یه دفعه دیدم بنده خدایی به اسم حامد به من تو تلگرام پی ام داده. اسم و فامیل و مشخصاتم رو همه میدونست. حتی اسم و فامیل پسر عمم صالح رو... خیلی عجیبه. واقعا نمیدونم این بشر کیه :/
ز مثل زالو! - تاریخ: 1395/12/24 ساعت: 8:31
امروز رفتم صورتم رو زالو انداختم اونم سه تا! باحال بود. فکر میکردم ترس داره ولی اصلا ترس نداشت. تازه خوشمم اومد ازشون! :/فردا که بریم دانشگاه دیگه تا 14 اسفند نمیخواد برم و خیلــــــــــــــــــــــی خوشحالم که یک ماه نمیرم دانشگاه!راستی دختر خاله م زهرا دیگه داره عروس میشه :) هرچند عروس شدنش هیجانش...
- تاریخ: 1395/12/24 ساعت: 8:31
من و خدا هر روز صبح فراموش میکنیم اون خطاهای من رو، و من لطف و مهربانی اون رو..
ورود آقایان ممنوع! - تاریخ: 1395/12/24 ساعت: 8:31
معلم شیمی ، میخوایم تا ما باهاش، بریم به المپیاد شیمی! معلم شیمی ، میخوایم تا ما باهاش، بریم به المپیاد شیمی! دختر جون درس بخون ، درس خیلی خوبه! واسه شوهر کردن یکمی زوده =)) یادش بخیر، زمانی که این فیلم منتشر شد منم مثل این دخترا دبیرستانی بودم و داشتم برای المپیاد شیمی آماده میشدم. ما هم یه مدیر
دستم به دامنت - تاریخ: 1395/12/24 ساعت: 8:31
خدایا خدایا خدایا... :(( میلاد یک ساعت پیش بهم تو تلگرام pm داد :(((( خشکم زده بود.. باورم نمیشد میلاد باشه چند ثانیه فقط به pm نگاه میکردم و تا ده دقیقه قلبم تند تند میزد و گونه هام داغ شده بود واای چه مرگم شده؟ :( چرا اینجوری شدم؟ حتی برام اینو هم فرستاد :||| خدایااااا
خبر خوب ^_^ - تاریخ: 1395/10/20 ساعت: 19:07
داشتم میومدم دانشگاه، در حال پوشیدن کفش بودم به مامانم گفتم : مامان من نسل سوخته م.. تو ایران دارم تباه میشم نه آینده ای ، نه آزادی ای، نه تفریحی... هیچی...با این وضع سیاست و اقتصاد هم که معلومه زندگی دهه شصت و هفتاد چجوریه. میخوام از ایران برم :(مامانم گفت میخوای از ایران بری که من از غصه ت دق کنم؟...
عقد کنون! - تاریخ: 1395/10/20 ساعت: 19:07
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
خدایا یکمی هیجان پلیزززز :'( - تاریخ: 1395/10/20 ساعت: 19:07
ساعت 5:13 روز دوشنبه است. یکشنبه سر کلاس روانشناسی دین آقای سکوتی به قولی که دیشب تو گروه به بچه ها داده بود عمل کرد و دیروز قرقروت آورد و تاکید کرد که من از اون مشت قرقروتی که عین ندید بدید ها از تو پلاستیک برداشتم واسه محض رضای خدا یدونه ش رو هم بدم به فروه. و اضافه هم کرد که اون خوب خوبش رو سوا ک...

برچسب‌های مرتبط

خبر خوب برای بازنشستگان تامین اجتماعی | خبر خوب | خبر خوب امروز | عقد کنون | لباس عقد کنون | اهنگ عقد کنون | madjid samii | madjid samii neurosurgeon of the year 2013 | madjid samii books | madjid samii email