
اختلاف ها و مشکلات دقیقا از اونجایی شروع میشه که توقع داریم همه مثه ما فکر کنن ...! دوست داریم آدما اونطوری باشن که ما میخواییم ! همیشه مطابق میل ما رفتار کنن... همیشه تاییدمون کنن؛ همیشه بگن آره حق با شماست ! کسی که نظرش مثه ما نباشه رو "احمق" خطاب میکنیم ...! برای تفکر و عقیدهء هم ذره ای احترام ...
ادامه مطلب
اولین بار که دیدمت نشسته بودم روی صندلی و به در نگاه میکردم. که چشمم خورد بهت چند تا کاغذ دستت بود و داشتی با عجله میرفتی.یه لحظه به منی که خیره شده بودم بهت، نگاه کردی و گذشتی.. نفهمیدی که اون لحظه اولین فکری که اومد تو ذهنم آینده ی با تو بود. واسه خودمم هنوز عجیبه که چرا یهو یه چیزی تو دلم گفت قراره یه آینده ی مشترک با این مرد داشته باشم. مسخره ست. خودمم باورم نمیشد.. دفعه بعد که دیدمت پشت سرم بودی.. تا برگشتم دیدم همه جا تیره و تار شد و سرمو که بردم بالا نگاهمون بهم خورد. تو یه معذرت خواهی سریع کردی و راهو باز کردی و من اون لحظه با خودم گفتم چرا اینقدر مردی؟...
ادامه مطلب
وقتی از مسافرت برمیگردین مشهد و یه فنچ دوماهه هم دختر خاله تون تو خونه داشته باشه، اولین کاری که میکنین چیه؟!! درسته! زنگ میزنین به مامانش و مامان بزرگ این وروجک تا هرجا هستن خودتونو برسونین اونجا و مراسم "علی خوری" رو راه بندازین! اینقدر بهش ور برین و بوسش کنین و باهاش بازی کنین که بچه ای که صبح رفته بود حموم و از تمیزی برق میزد شب که میخواست بره خونشون بوی استفراغ بده بدنش از کثیفی!!!! و تو فاصله ای که مامانش عصر میره بازار خرید کنه هر بلایی بخواین سرش در بیارین و اونم بخنده فقط!! من میتونم برای شما بمیرم؟؟؟؟؟ :* :* :* ...
ادامه مطلب